راهنمای جامع و دسته‌بندی‌شده ترنجبین در منابع معتبر سنتی و علمی

آخرین بروز رسانی: 2 ژانویه 2026
بدون دیدگاه
3 دقیقه زمان مطالعه

راهنمای جامع و دسته‌بندی‌شده ترنجبین در منابع معتبر سنتی و علمی

تعریف و ماهیت ترنجبین

ترنجبین (به فتح یا کسر جیم)، مادّه‌ای «به شیرینی و قوام شهد [= عسل]» (شاد، ذیل واژه) است که از ساقه‌ها و برگ‌های دو گونه از گیاه خاردار بیابانی، معمولاً موسوم به «خار شتر» (از تیره پروانه‌آسایان) می‌تراود و امروزه عمدتاً به عنوان داروی ملیّن مزاج و شُش‌ها خورده می‌شود.

  • واژگان و معنای ترنجبین:
    • ترنجبین (به همین صورت معرّب در همه منابع قدیم عربی و فارسی) مرکّب از دو واژه پارسی تَر (= تَر و تازه) و اَنگَبین (فارسی میانه، اَنگُبین؛ = شهد، عسل) روی‌هم به معنای «عسلِ تَر» است.
    • در مقابل، خُشک‌انگبین یا خُشکنجبین که در مآخذ ما نخستین‌بار علی بن عباس مجوسی [سده چهارم] آن را ذکر و وصف کرده [به نقل ابن‌بیطار، ج 2، ص 61] و به نوشته صادق مقدم [ص 103] همان «گزانگبین» یا «گزِ خونسار» است که در اثر گزش حشره‌ای مخصوص، از انواعی درختچه گز، عمدتاً تاماریکس گالّیکا گونه مانیفرا، می‌تراود (رجوع کنید به گز* و مَنّ*؛ نیز رجوع کنید به حکیم مؤمن، ص 346؛ تعلیقات لوکلر بر ترجمه فرانسوی الجامع ابن‌بیطار، ج 2، ص 32؛ لاوفر، ص 348).
    • لذا، معنای لفظی «عسل النَّدی» (شهدِ شَبنَم) که اسحاق بن عِمران [متوفی ح 292؛ به نقل ابن‌بیطار، ج 1، ص 137] و شاید به تبع او، بعض مؤلفان غربی (مثلاً، فولرس، ج 1، ص 440؛ رنو و کلن، شرح بر تحفه الاحباب، ش 295، ص 115-116) و شرقی، یا «عسل الوَرد» (= شهدِ گُل [سرخ]) (لیوی و الخالدی، تعلیقات بر اقراباذین سمرقندی، ش 248، ص 202) انگاشته‌اند، نادرست است.
    • در منابع ما، داوود انطاکی (متوفی 1008) ظاهراً قدیم‌ترین دانشمندی است که معنای درست این واژه را تحقیق کرده (ص 134): «واژه‌ای پارسی… به معنای ‘عسل رَطْب’ و نه، چنانکه گمان برده‌اند، ‘طلّ النَّدی’.»
    • به نقل ابوریحان بیرونی (ص 147) از حمزه اصفهانی (نیمه دوم سده چهارم)، ترنجبین را در اصفهان «اُشتُرْانگبین» می‌گفتند.

برای مطالعه ریشه واژه ترنجبین این مقاله را بخوانید. همچنین برای اینکه متوجه شوید ریشه کلمه مان متسعان ترنجبین از کجا اورده شده است میتوانید این مقاله را مطالعه کنید.

دانه های ترنجبین جمع شده از گیاه خارشتر

دانه های ترنجبین جمع شده از گیاه خارشتر

گیاهان ترنجبین‌آور

از لحاظ گیاه‌شناسی، نام عامّ خار شتر (در عربی: اَلحاج یا عاقول) را بر چندین نوع درختچه کوتاه خاردار بیابان‌زی از جنس Alhagi (اسم جنس لاتینی مأخوذ از همان الحاج عربی) اطلاق می‌کنند.

  • گونه‌های تولیدکننده ترنجبین:
    • Alhagi maurorum  لفظاً، «الحاج مَنّ‌آور»؛ مترادف‌های اکنون متروک آن: Camelorum herba، Camelorum spina:
      • رویشگاه: به‌ویژه در غرب و جنوب ایران (شامل جزیره قشم) فراوان است. در عراق، شمال‌شرقی عربستان، فلسطین، سوریه و شمال آفریقا نیز بومی است.
    • Alhagi persarum  لفظاً، «الحاج ایرانی»؛ مترادف قدیم‌تر آن: Alhagi camelorum، لفظاً «الحاج شتر):
      • رویشگاه: در ایران تقریباً در همه نواحی بیابانی؛ در شرق آناطولی، عراق، ترکمنستان و افغانستان نیز به فراوانی یافت می‌شود.
      • برای تصویرهای رنگی از اجزای این نوع، وصف کوتاه ریخت‌شناختی و رویشگاه‌های آن در ایران، رجوع کنید به قهرمان، ج 7، ش 755.
    • دورگه: دورگه‌ای از این دو گونه از فارس گزارش شده است (رشینگر، ص 475).
  • ویژگی‌های گیاه‌شناسی:
    • رشینگر (ص 470-475) پنج گونه از خار شتر را در حوزه گیاه‌جغرافیایی فلورا ایرانیکا (شامل ایران کنونی، افغانستان، بخشی از غرب پاکستان، شمال عراق، جمهوری آذربایجان و ترکمنستان) گزارش و وصف کرده است، که سه‌تای آن‌ها (و یک دورگه) در ایران کنونی به فراوانی یافت می‌شوند.
    • برای ریخت‌شناسی مشروح انواع، رجوع کنید به بواسیه، ج 2 (به لاتینی؛ ترجمه فرانسوی بخش مربوط در مقدم، ص 82-83) و رشینگر (به لاتینی)؛ در باره خارشتر و ترنجبین رجوع کنید به مقاله ایرانیکا.
  • نام‌های محلی خار شتر:
    • به سبب گستردگی رویشگاه‌ها و فراوانی خار شتر در نواحی‌ای که بومیان آن‌ها به زبان‌های ایرانی یا گویش‌های پارسی سخن می‌گویند، نام‌های محلی بسیاری برای آن به کار می‌رود، که پارسا (ج 8، ص 9-10) شماری از آن‌ها را ضبط کرده است: علف شتر، شترخار، مَخ، تَنْدَن/تَنْوَن/تینْدن، زَزْ، خَروش (در بلوچستان)، اُشترخار (در اراک، تفرش، (یانداغ( در بختیاری، (تیغ شتری( در باغ فیض در مرکز ایران)، کَندَر/کَندِرا/کَندیرا (در ناحیه‌ای نامعیّن).
    • واژه یانداغ مذکور، نیز به صورت‌های یانتاق/یاندِق/یَندِق/یَندک (ترکی جغتایی) و مترادف آن، لفظاً «شترخار»، است. ترنجبین را به ترکی یانتاق شکری می‌گویند (لاوفر، ص 345).
    • نحوه تولید و جمع‌آوری ترنجبین
  • تراوش ترنجبین:
    • به گزارش شلیمّر (ص 357)، اولاً، تراوش ترنجبین در ایران در همه‌جا به یک اندازه نیست و ظاهراً بستگی به بعض احوال اقلیمی (دمای هوا، جنس خاک، و غیره) دارد (چنانکه، مثلاً، در مورد کتیرا هم دیده می‌شود).
    • ثانیاً، این تراوش «فقط در بعض نواحی ــ خراسان، طبس، زرند، طغرود [نزدیک قم]، بندر بوشهر، تبریز ــ و آن هم در دمای شدید، روی می‌دهد و ترنجبین به شکل قطره‌های کوچکی بر شاخ و برگ خارشتر منعقد می‌گردد».
  • تأثیر چرای دام:
    • دیگر اینکه برخلاف گزارش دانشمند آلمانی] لاندرر]، که «در لبنان، الحاج فقط پس از اینکه بزها برگ‌ها و جوانه‌های آن را چریدند، ترنجبین می‌دهد»، بومیان نواحی ترنجبین‌خیز ایران می‌گویند که طبق قراردادهای عرفی، شبانان مجبورند که با گله‌های خود از دشت‌های ترنجبین‌خیز دور شوند زیرا گوسفندها و بزها با چرای خود، محصول ترنجبین را سخت ضایع می‌کنند.
  • کاربرد غیرخوراکی خار شتر:
    • انواع خارشتر خوراک مرغوبی برای مواشی در نواحی بیابانی و نیمه‌بیابانی در ایران و مناطق دیگر است.
    • رجوع کنید به دینوری [سده سوم؛ ج 1، ص 120، ش 249] که از قول یک اعرابی، ابوزیاد، می‌گوید که «الحاج را الماشیة [چهارپایان اهلی] بیش از یَنْبوت [= خرنوب] دوست می‌دارند». ظاهراً بویژه شتران الحاج را می‌جویند و به خوردن آن سخت راغبند (وجه تسمیه این گیاهان به «خارشتر» و ترکیب‌های نظیر آن ــ مثلاً در انگلیسی ــ حاکی از این رغبت است).
    • البته در جای‌هایی که انواع خارشتر هیچ محصول شیرینی ندارند، روستاییان آن‌ها را بریده برای تعلیف زمستانی دام‌های خود ذخیره می‌کنند.

فرآورده دیگر: عرق خارشتر

فرآورده دیگر خارشتر عَرَقی است که از آن می‌گیرند. شگفتا که پیشینیان این عرق را که اکنون خواص درمانی مهمی به آن نسبت می‌دهند و به طور تجاری در داروخانه‌ها در جزو «عرقیّات سنّتی» عرضه می‌کنند، نمی‌شناختند و ذکری از آن در تألیفات قدیم نیست. مجتمع کشت و صنعت ایران ترگل در دَفتَرَک (بروشور) تبلیغاتی خود آن را چنین وصف کرده است:

  • [عرق] خارشتر طبیعت سرد دارد.
  • خواص: مُدِرّ قوی، تصفیه خون و کبد، شستشوی کلیه‌ها؛ مفید برای [دفع] سنگ کلیه و مثانه، [و برای درمان] سیاه‌سرفه و تب‌های نوبه‌ای و گرم.

ترکیب شیمیایی ترنجبین

شیرینی ترنجبین ناشی از وجود دو گونه ماده قندی، ساکارز و ملزیتوز، در آن است، ولی مقدّم فقط ساکارز در آن یافته است.

  • برای تفصیل چگونگی بازشناخت این قند[ها] در ترنجبین رجوع کنید به وصف نادقیق و مغشوش زرگری از خارشتر [ج 2، ص 30-31] و برای گزارشی دقیق‌تر و علمی‌تر رجوع کنید به مقدّم، ص 79-93 [به زبان فرانسه].

پیشینه شناخت ترنجبین

پزشکان-داروشناسان قدیم یونانی (دیوسکوریدس، جالینوس و پسینیان ایشان) این ماده را نمی‌شناختند. به گزارش لاوفر (ص 346)، پی‌یر بلن مُنْسی، سیّاح و طبیعیدان فرانسوی (1518-1564 میلادی)، آن را در سده شانزدهم در اروپا شناسانید. لذا «کشف» و مصارف درمانی آن را ظاهراً به بعض حکیمان دوره اسلامی (مسلمان و غیرمسلمان) مدیونیم.

  • اولین اشاره‌ها:
    • در منابع ما، قدیم‌ترین ذکر این ماده و بعض خواص آن محتملاً از ابوجُرَیجِ راهب (به اغلب احتمال، سده دوم) است (به نقل رازی [250-313]، ج 20، ص 189): «ترنجبین تشنگی، لهیب سینه و لهیب تب را فرو می‌نشاند؛ مُسهل ملایمی [نیز] هست».
    • چون از تألیفات ابوجریج بجز منقولات رازی در الحاوی و منقولات ابوریحان بیرونی در الصیدنه چیزی نمانده است (رجوع کنید به سزگین، ج 3، ص 208-209)، نمی‌دانیم او به ماهیت یا منشأ ترنجبین نیز اشاره کرده بوده یا نه.
  • ماهیت ترنجبین در منابع قدیم:

    • در مآخذ ما قدیم‌ترین اشاره به ماهیت آن در فردوس الحکمه طبری (تألیف در 236) است (ص 394) که آن را «طَلّ» (شبنم)ی دانسته که «در خراسان بر بوته‌ها/درختچه‌ها [“الشَّجَر”] واقع می‌شود/می‌نشیند».
    • در همان سده سوم، اسحاق بن عِمران نیز، که شاید قدیم‌ترین وصف نسبتاً مشروح خارشتر و ترنجبین از او باشد، ترنجبین را «طلّ» انگاشته است (به نقل ابن‌بیطار، ج 1، ص 137): «طلّی است مانند عسل، جامد و دان‌دان (“مُتحبّب”) که از آسمان بر بوته حاج/عاقول که در شام و خراسان می‌روید، می‌نشیند. بهترین آن سفید خراسانی است. حاج… گل‌هایی سرخ دارد [اما] میوه نمی‌دهد» (نیز رجوع کنید به ادامه مقاله).
    • تقریباً همه مؤلفان سپسین این ماهیت نادرست را، بدون تحقیق، تکرار کرده‌اند، مثلاً:
      • ابن‌سینا (370-428؛ ج 1، کتاب دوم، ص 752): «ترنجبین طلّی است که بیشتر در خراسان و ماوراءالنهر… و در بلاد ما پیشتر بر حاج می‌افتد [!».
      • ابن‌جَزْله [متوفی 493]، به نقل غَسّانی، ص 50.
      • انطاکی [ص 134].
      • حکیم مؤمن، ص 210، 266.
      • و حتی عقیلی علوی شیرازی در مخزن الادویه [تألیف در ? 1185]، ص 270: «شبنمی است که بر خار شتر می‌نشیند و مانند ریزه‌های نبات منعقد می‌گردد».
    • در این میان، در منابع ما قدیم‌ترین و شاید یگانه رأی درست در باره ماهیت ترنجبین آنِ دانشمند ایرانی، ابوحنیفه دینوری، گیاه‌شناس جزیره العرب باشد، زیرا این ماده را، نه شبنمی نازل از آسمان، بلکه از «مغافیر» (صمغ‌های) مترشّح از بعض گیاهان بادیه دانسته است.
      • او در فصل مربوط به صمغ‌ها نوشته (ج 3، ص 86، ش 359) که «مغافیر مانند صمغ است، جز اینکه شیرین است، [پس از تراوش] می‌خشکد، و همچون قند/شکر می‌شود».
    • سپس (ج 3، ص 95، ش 388) چنین گفته است: «از انواع مغافیر، عسل جامدی است که نزد ما [ایرانی‌ها] ترنجبین نام دارد، و آن نبع [عَرَق، ترشح؟] درختچه خارداری است؛ لذا در [ترنجبین] خارهای بسیار یافت می‌شود».
    • اما شگفتا که دینوری در وصف درختچه حاج (ج 1، ص 120، ش 249) هیچ اشاره‌ای به مغافیر آن (= ترنجبین) نکرده است. وی، پس از ذکر نظر ابوزیاد در باره حاج (که «اهل عراق آن را عاقول می‌گویند») و وصفی از برگ‌های کوچک و خارهای دراز بسیار تیز آن [رجوع کنید به نگاره]، می‌گوید: «نزد ما [= در ایران] حاج از گیاهان همیشه‌سبز است؛ [در طلب رطوبت] ریشه‌های بسیار عمیقی در زمین می‌دواند؛ جوشانده این ریشه‌ها در تداوی به کار می‌رود [؟!]».
    • نیز رجوع کنید به نظر انصاری‌شیرازی [729-806]، ص 104: «حاج خاری است که ترنجبین از او حاصل می‌شود… و [آن را] به شیرازی خارْدارو گویند».

ارتباط ترنجبین با «منّ» بنی‌اسرائیل

چون گیاه بیابانی‌ای که ماده خوراکی ترنجبین از آن به دست می‌آید در بیابان شبه‌جزیره سیناء (فلسطین) نیز فراوان است، بعضی در گذشته ترنجبین را آن «مَنّ»ی پنداشته‌اند (که همراه با سَلْوی [= بلدرچین*]) برای خوراک بنی‌اسرائیل در دوره چهل‌ساله سرگردانی‌شان در بیابان پس از خروج از مصر، سحرگاهان هر روز (بجز شنبه‌ها) از آسمان نازل می‌شد (رجوع کنید به سفر خروج، 16: 4، 8، 12-15).

  • پژوهش‌های مبسوط دانشمندان غربی در باره گیاهان فلسطین منجر به اتفاق‌نظر در باره ماهیت و منشأ مَنِّ عبرانیان نشده (ضمناً ترادف منّ = ترنجبین منتفی گشته است).
  • طبق یکی از سه نظریه غالب در این باره، «مَنِّ» منظور از نوعی گز (تاماریکس مذکور)، می‌تراود (برای تفصیل این مسائل رجوع کنید به گَز*؛ مَنّ*؛ مقدم، ص 123-135؛ و مقاله در د.جودائیکا).

طبع و خواص درمانی ترنجبین

در منابع ما، قدیم‌ترین یادکرد طبع ترنجبین از ابن‌ماسویه (متوفی 243؛ به نقل رازی و طبری، همان‌جاها) است. طبری آن را «معتدل [یعنی از حیث گرمی و سردی طبع]، لطیف و لَیّن [یعنی مُلیّن شکم]» دانسته و ابن‌ماسویه، با اندکی توضیح گفته است: «رَطْب [تَر؛ از طبایع چهارگانه] و در گرمی و سردی، معتدل… و [لذا] برای تب حادّ همراه با یبوست مزاج سودمند است» (رجوع کنید به نظر مشابه ماسَرْجویه بَصْری [رونقش در اواخر سده دوم و اوایل سده سوم]، به نقل رازی، همان‌جا.

  • خواص درمانی شناسایی‌شده توسط حکیمان قدیم:
    • ابوجُرَیج (مذکور) آن را برای «تسکین لَهیب سینه» نیز سودمند دانسته است.
    • ثابت بن قُرَّه (221-228)، علاوه بر اینکه در مبحث «صُداع» (سَردرد) ترکیبی از ترنجبین با چیزهای ملیّن دیگر (مثلاً، آب آلو، جوشانده هلیله زرد، و تباشیر) را برای درمان سردرد ناشی از (یا همراه با) یبوست تجویز کرده (ص 16، 19)، آن را در جزو اجزای «جوشانده»ای «خوب/شایسته برای معده و جگر» ذکر کرده است (ص 71-72).
    • اسحاق بن عمران (به نقل از ابن‌بیطار، همان‌جا)، پس از تکرار خواص پیشین افزوده است: «خیسانده آن در آب آلو و عُنّاب سینه را ترطیب می‌کند و برای مَحروران [= مبتلایان به گرمی مزاج، گرم‌مزاجان] سود دارد.»
  • حُبَیش بن الحسن، شاگرد حُنَین بن اسحاق (194-260)، بعض نکات پیشینیان را چنین ایضاح یا تکمیل کرده است (به نقل ابن‌بیطار، همان‌جا): «جَلاء [= پاک‌کنندگی اخلاط و فضولات از سینه و غیره] آن بیش از جلای قند است؛ لهیب تب‌های تیز را تسکین می‌دهد و تشنگی [تب‌داران] را فرو می‌نشاند… و برای سُرفه سود دارد».
  • دستاوردهای دوره دوم پزشکی اسلامی:
    • ابومنصور علی هِرَوی (سده چهارم؛ ص 80): «طبعش قریب به شیرْخِشت* [یعنی] گرم و نرم است اندر درجه دوم… مثانه را نیز [یعنی علاوه بر سینه] جَلا دهد؛ ادرار بول آرد، قَیء را یاوری دهد [یعنی کمک به استفراغ] و قولنج بگشاید.»
    • ابن‌سینا (همان‌جا؛ فقط مطالب غیرتکراری او را می‌آوریم): طبعش «معتدل مایل به گرمی است…؛ به خاصیتی که در آن است، [دفع] زردآب را آسان می‌کند… مقدار خوراکش از ده تا بیست [مثقال؟] است.
    • انطاکی (همان‌جا) این چند نکته را به نوشته‌های پیشین افزوده است: «گرم است در درجه اول و تَر در درجه دوم، یا معتدل [!]؛ از شیرْخُشک [کذا؛ = شیرْخِشت] [در تلیین] لطیف‌تر… و برای [رفع] غَثیان و دردهای سینه سودمند است. [خوردن] یک أوقیه از آن در نیم رَطْل شیر بدن را فربه و باه را تحریک می‌کند…؛ با روغن گاو عُسرالبول را درمان می‌کند. برای سِپُرز زیان دارد. مُصلح آن آب عُنّاب و آلو، و قدر خوراکش از ده تا شصت و سه [مثقال؟] است.
    • دو پزشک سپسین ایرانی، یعنی انصاری‌شیرازی و حکیم مؤمن، که منبع عمده اطلاعاتشان تذکره انطاکی بوده، چیز تازه‌ای نیاورده‌اند مگر این چند نکته: مُصلح آن تَمرهندی* و عُنّاب، قدر خوراکش ده دِرْهَم تا بیست مثقال (انصاری‌شیرازی، همان‌جا) یا هفت تا سی مثقال (حکیم مؤمن، ص 210).
    • نیز رجوع کنید به عقیلی علوی شیرازی، ص 270-271، که علاوه بر تقریباً همه مطالب مذکور، مطالب جدیدی هم از بعض مآخذ دیگر و از روی تجربه خود ذکر کرده است. 

در مقاله ترنجبین یک شیرینی کننده بسیار شیرین طبیعی به خواص بیشتری از این شهد ناب طبیعی پرداخته شده است.

نکات ادبی مرتبط با ترنجبین

نکته مُتطَبّبانه آخر اینکه، چون هیچ‌یک از منابع ما اشاره‌ای به سودمندی ترنجبین برای درمان «خَفَقان» (= طپش نابهنجار قلب) نکرده‌اند، توجیه این بیت عاشقانه سعدی (سده هفتم؛ ص 729) برای ما ممکن نشد: «ترنجبین وِصالم بده که شربت صَبر/نمی‌کُند خفقان فؤاد را تسکین.»

منابع معتبر

  • علاوه بر کتاب مقدس. عهد عتیق:
  • ابن‌بیطار؛
  • ابن‌سینا، القانون فی‌الطب، چاپ ادوار قش، بیروت 1408/1987.
  • ابوریحان بیرونی، الصیدنه.
  • علی بن حسین انصاری‌شیرازی، اختیارات بدیعی (قسمت مفردات)، چاپ محمد تقی میر، تهران 1371 ش.
  • انطاکی.
  • ثابت بن قُرَّه، کتاب الذخیره فی علم الطب، چاپ صبحی، قاهره 1928.
  • حکیم مؤمن.
  • احمد بن داوود دینوری، کتاب النبات، ج 1: حروف ا-ز، چاپ ب. لوین، اوپسالا 1953، ج 3، و نیم اول ج 5، چاپ ب. لوین، ویسبادن 1974.
  • محمد بن زکریا رازی، کتاب الحاوی فی الطب، حیدرآباد دکن 1374-1390/1955-1971.
  • علی زرگری، گیاهان دارویی، ج 2، تهران 1367 ش.
  • مصلح بن عبدالله سعدی، متن کامل دیوان شیخ اجل سعدی شیرازی، چاپ مظاهر مصفا، تهران 1340 ش.
  • محمد پادشاه بن غلام محیی‌الدین شاد، آنندراج: فرهنگ جامع پارسی، چاپ محمد دبیرسیاقی، تهران 1363 ش.
  • علی بن سهل طبری، فردوس الحکمه فی‌الطب، چاپ محمد زبیر صدیقی، برلین 1928.
  • عقیلی علوی‌شیرازی.
  • یوسف بن عمر غَسّانی، المعتمد فی الادویه المفرده، چاپ مصطفی سقا، بیروت [1370/1951].
  • احمد قهرمان، فلور ایران، ج 7، تهران 1364 ش.
  • مجتمع کشت و صنعت ایران ترگل، عرقیّات سنّتی [برگچه (بروشور) تبلیغاتی]، تهران [بی‌تا.].
  • هروی.

توصیه برای مصرف ترنجبین

برای مصرف دارویی ترنجبین یا عرق خارشتر، حتماً با پزشک یا متخصص طب سنتی مشورت کنید تا از عوارض احتمالی جلوگیری شود.

پیشنهاد میکنیم مقاله همه چیز درباره ترنجبین اصل و 10 خاصیت آن را برای تکمیل دانش خود مطالعه کنید.

منبع اصلی مقاله

بدون دیدگاه
اشتراک گذاری
اشتراک‌گذاری
با استفاده از روش‌های زیر می‌توانید این صفحه را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.